ظاهرا اهميت و پيچيدگي انتخابات ۱۳۹۳ كه پيش از اين در محافل غيردولتي و از آدرس آگاهان غيرمسئول بيان مي شد، براي اولين بار يكي از اركان مهم دولت نيز ريسك اظهارنظر در اين قبال را پذيرفته و در راستاي اين موضوع به دولت هشدار مي دهد.
در صورتي كه انتخابات پيش رو، شفافيت و قناعت لازم را براي مردم به همراه نداشته باشد اوضاع شكننده كنوني با تاثير مستقيم از اين جريان، خطراتي را به بار خواهد آورد كه نمي توان دامنه نامحدود آن را تصور كرد؛ تقريبا عين اين عبارت را رييس كميسيون انتخابات، آقاي فضل احمد معنوي در حضور اصحاب رسانه عنوان كرد.
چيزي را كه مي شد در چهره او ديد، اضطراب ناشي از بيان حقايقي دوپهلو بود كه زياد از وي انتظار نمي رفت؛ مباحثي چون پيش بيني يك شكست سهمگين در انتخاباتي كه ديگر كسي تا ۹۹ درصد طرف پيروز را حدس نمي زند؛ اعترافي كه در لابه لاي آن نوعي توجيه يا اتمام حجت و يا فرار از عقوبتي سخت را مي شد احساس كرد.
اگر حكومت حمايت سياسي نكند، اگر نيروهاي امنيتي در تامين امنيت انتخابات صد در صد موفق عمل نكنند، اگر اداره ثبت نفوس آمار دقيقي از واجدين شرايط را اعلام نكند و چند اگر ديگر؛ ليستي از مشكلاتي بود كه آقاي معنوي در صورت بروز آن، دلايل عدم توفيق انتخابات آينده را پيش بيني كرده بود. اين هم شبيه همان داستاني است كه كسي در شرح پل صراط گفته بود: از تيغ تيزتر و از مو باريكتر است. و متقابلا سوال كننده در جواب گفته بود: از همان اول بگوييد كه نمي شود از آن گذشت، اين همه مقدمه براي چيست؟!
حكومت از همان ابتدا حمايت سياسي نكرد و اجازه داد اين روند به هر سمتي كه قدرتمداران سوقش مي دهند سر كج كند(حكومتي كه در اين جريان خاموش هم نبود). در انتخابات پيشين، جنرال ظاهر عظيمي؛ سخنگوي وزارت دفاع با لهجه شيرين هراتي اش چندين بار طي نشستهاي مطبوعاتي از آماده باش ۳۰۰ هزار نيروي افغان مجهز در اقصا نقاط كشور خبر داده بود؛ اما بيش از۶۰ درصد واجدين شرايط در غزني، ۷۰ درصد در قندهار و هلمند و زابل و به همين ترتيب با آمارهايي متفاوت، از ۳۰ تا ۹۰ درصد مردم ولايات مختلف كشور، به دلايل امنيتي در انتخابات اشتراك نكردند كه اين هم نمونه اي از وفاي به عهد ارگانهاي امنيتي بود.
از سوي ديگر، ثبت دقيق نفوس كشور هم پس از چند دهه بلاتكليفي ظرف كمتر از دوسال تنظيم و تدارك نخواهد يافت و اين موضوع هم به خودي خود از جمله چالشهايي است كه انتخابات را ناكام خواهد كرد(البته از قول آقاي معنوي).
اما از مهمترين موضوعات در اين بين، حمايت سياسي است كه رييس كميسيون انتخابات را دست به دامن رييس دولت كرده كه به عقيده وي، تا زماني كه شخص اول مملكت، حمايت تام خويش را از اين كميسيون اعلام نكند، زورمندان در تعيين سرنوشت آراي مردم نقش اساسي خواهند داشت.
از نظر منطقي، رييس جمهوري كه خود در جريان انتخابات، ذينفع است؛ به اين معنا كه يا خود وارد مي شود و يا مهره اي به خصوص را در اين پروسه، حمايت مي كند پس حمايت سياسياي كه آقاي معنوي انتظار آن را دارد در كدام چارچوب قابل گنجاندن است؟! شايد فراموش نشود انتخاباتي كه شخص اول مملكت با چند سند معتبر در صدر كانديداي متقلب قرار گرفته بود ( قضاوت روي درستي يا نادرستي اش را به مراجع ذيربط مي سپاريم).
اينكه آقاي معنوي تلاش دارد كميسيون انتخابات را -آنگونه كه از اسمش پيداست- مستقل، غيروابسته و شريف جلوه دهد، شايد خيلي دور از انتظار نيست؛ زيرا در شرايط كنوني تقريبا تمام چهره هاي شاخص دنيا از پشت تريبون رسانههاي جمعي مجبور اند مطابق به ارزشهايي حركت كنند كه در چارچوب قانون سياست، تعريف شده است. در بياني ساده تر، عزيزالله لودين و داودعلي نجفي هم كه با چندين اتهام در دوران رياستشان در كميسيون انتخابات، گره خورده بودند قبلا اظهاراتي داشتند كه خلاف آن تجربه شد و هيچ دادستاني هم مسئوليت تعقيب جرمهاي آنان را به عهده نگرفت.
معنوي هم جملات قصاري تاكنون از خود به جاي مانده از جمله “تغيير در نتيجه انتخابات، خيال است و محال است و جنون”؛ اما پس از مدتي تحمل فشار، خيال و محال و جنون را با تاييد تغيير در نتيجه انتخابات، ممكن ساخت و به تعقيب آن، نيروهاي امنيتي هم با عملياتي ضربتي و غافلگيركننده، ۹ نماينده جديد و سفارشي را وارد پارلمان نمودند.
در آن آوان همه منتظر يك حركت بزرگ و شرافتمندانه از فضل احمد معنوي بودند و آنهم تقديم استعفا و رفع هرگونه مسئوليتي بود كه امروز چهره مذهبي اين مرد را خدشهدار كرده است؛ اما اين اتفاق -با وجود شواهد بسياري كه جريان متعفن انتخابات پارلماني دور شانزدهم كه هر روز خفه كنندهتر مي شدــ هيچگاه رخ نداد و معنوي ماند تا بر شمار چهره هاي ماندگار ما افزوده شود!
اما اين ابتكار جالب كه مسئوليتهاي انتخابات به صورت نسبتا منطقپسندانه، دستهبندي شده و كميسيون انتخابات را تا حد زيادي از مسئوليت هايش -كه بعدها ممكن است در صورت ناكامي به شدت باعث تخريش انگيزهها نسبت به اين نهاد شودــ سبكدوش نموده است، تا حدود زيادي مي تواند زمينه فرار سياسي آقاي معنوي را از شكست قريب انتخابات آينده، فراهم آورد.
افلاطون به عنوان طلايهدار مبارزه با سفسطه در دنيا مشهور است؛ اما امروزه معتقدان به فلسفه افلاطوني به شدت به سفسطه نيز ايمان آورده اند و اين مولفه را راهي موثر براي پايين آوردن نقطه جوش جامعه مي شمارند؛ اما نكته جالب اينجاست كه دولتمردان افغانستان يا سفسطه نمي دانند و يا اصلا جامعه افغاني را در حدي نمي بينند كه زحمت چنين توجيهاتي را به خود بدهند.
بايد تصريح كرد كه آقاي معنوي! اشكال كار هر كسي را در مقابل نام آن خواهند نوشت و اين مردم اند كه قضاوت خواهند كرد چه كسي، در كجا، كي، براي چه و چگونه، چه كاري را در حيطه مسئوليت خويش انجام داده است و ارزيابي دقيق آن نه از زبان شما، بلكه از حقايقي برداشت مي شود كه نمونه علني آن در اتفاقات روز جامعه، هويدا خواهد شد.